باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه یادم آید کربلا را دشت پر شور و نوا را گردش یک روز غمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را * باز باران با صدای گریه های کودکانه از فراز گونه های زرد و عطشان با گهرهای فراوان می چکد از چشم طفلان…
بیشتر »